تبليغاتX
آسمون عاشقی

آسمون عاشقی

عشقی _هنر ی_رمانتیک

...و من و ساعت بیمار و چشم های شما که...

به زیر سلطه کشانده جهان ذهن مرا که...

نشسته اند یکایک در عمق ثانیه هایم

و کلّ روز و شبم را ربوده اند چرا که...

به اعتقاد من از شاهکار های خدا است

دو چشم جاذبه دار و دو چشم ناز شما که...

درست مثل غزلهای مست حافظ شیرازـ

پر از رموز عجیب اند و روح عاطفه ها که...

مرا به سوی...«و انگشت های دختر خود خواه ـ

به فرش صورت او بافت طرح سرخ عزا که...

تمام هستی شاعر سیاه گشت و کمی بعد...

حضور فکر عجیبی:سفر به سمت خدا که...»

  ۲

سکوت پوچ اتاقی که تلخ می شکند ـ بنگ!!!

و هی چکیدن خون روی دکمه های پیانو...

ازوبلاگ هنرمندسیداشکان خطیبی   http://www.bidemajnonn.blogfa.com/

+نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت18:32توسط دانیال حیدری | |

 

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي بجز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
در وادي گناه و جنونم كشانده بود
رفتم كه داغ بوسه پر حسرت ترا
 با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم
رفتم كه نا تمام بمانم در اين سرود
رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم
 رفتم ‚ مگو ‚ مگو كه چرا رفت ‚ ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشي و ظلمت چو نور صبح
بيرون فتاده بود يكباره راز ما
رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم
در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان
فارغ شوم ازكشمكش و جنگ زندگي
من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
 از بستر وصال به آغوش سر هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم
اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش زمن مگير
مي خواستم كه شعله شوم سركشي كنم
مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير
روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش
در دامن سكوت بتلخي گريستم
نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم
 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت11:13توسط دانیال حیدری | |

می خواست با ادامه ی من زندگی کند

با  من   برای  تازه   شدن   زندگی    کند

حتی  اگر  نشد  دل  ما  همصدای   هم

توی  شناسنامه  ی   من  زندگی    کند

دختر که بود خواست  که در فیلم نامه ام

او  جای   نقش   اول   زن   زندگی    کند

با   چادر    سپید   بیاید   به   خانه   ام

تا   پوشش   حریر   کفن   زندگی   کند

حس می گرفت مثل عروسی که رقص را

می خواست  دن  ددن  دددن  زندگی کند

اما  نشد ،  نشد که  ببیند ، نمی شود

یک  روح مرده  در دو  بدن  زندگی   کند

* * *

حالا  تو  نیستی و   دلم سعی می کند

هی سعی  می کند  مثلا  زندگی  کند

* * *

ای زندگی! اگر چه به کامش ...از این به بعد

یک   ساز   عاشقانه   بزن   زندگی   کند


+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت16:54توسط دانیال حیدری | |

 

    سرمان را به کلاهی دادیم

    به تنمان نیارزید

                    و سرما تا استخوان رفت

    آن   بالا سر باغ

                       بوی سیب زدند

    و این سر دل به دل

                      پشت مان میسوزد

    آه ، ....  چه داغی است

                       عشق

                       پدرش هم سوخت

    و ما به خیرات رفتیم

                          آن بالا

                         خبری نبود

                         خالی می دادند

                         پـــوچ خـوردیــم

    از درون هم  هــیچ .........

    *

     بهشت جهـنـم

     تـــــازه زمـیـن تف مان نکند !!!!!

     جای شکرش باقی ....

     آ ه  ...  مـریـخ ....!!

     ایـن     شـــر  

     آ ن      بشـــر نیست

                           فــــردا

                           قیا متی است

                                        زندگی

     بــود و نـبودمـان بـه کـنـار   .......

     انداختیم پشت گوشمان

                                     تنهایی رویید

                                     و سرمان بی کلاه ماند.!

+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت16:54توسط دانیال حیدری | |

تنها به یک اشاره ی کوچک ، به هر چه هست

تنها به یک اشاره ی کوچک ، به هر چه نیست

ایـــن زندگــی به درد دل مــن نخــورد ، خـورد ؟

ایــــن قــرص هــم که درد ســرم را نبـرد ، برد ؟

مـن یک رقم ، ... رگـــم قلیان رگــی که نیست

بـا یـک اشــاره بـا جـــریــان رگــی کــه نیــست

اصــلا تــپانــچه ای کــه بــه مــن تیر مــی کشد

یک لحظه راســت ، یا که چــپم ، تیر می کشد

دیگــــر تــــمـام فلــــســــفه هـــا گیــــج میــــرود

حـــتی امــــید مــــن بــــه خــــــــدا گیــج مــیرود

*

دکــــتر نشـــسته خیـــره به چشـمی که زل زده

یــک چشم خــیره ـ خـیره به چشمی که زل زده

مـــــن یــــخ زده ، خــیــــال تو در خـــــاک یخ زده

یــــک عاشــــق شکــــسته و غــــمناک ، یخ زده .

 

                                         

+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت16:53توسط دانیال حیدری | |

تو را گم مي كنم هر روز و پيدا ميكنم هر شب

بدينسان خوابها را با تو زيبا مي كنم هر شب

 
تبي اين گاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه

 
چه آتشها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب

 
تماشايي است پيچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من

 
كه پيچ و تاب آتش را تماشا مي كنم هر شب

 
مرا يك شب تحمل كن كه تا باور كني اي دوست

 
چگونه با جنون خود مدارا مي كنم هر شب

 
چنان دستم تهي گرديده از گرماي دست تو

 
كه اين يخ كرده را از بي كسي  ها مي كنم هرشب


تمام سايه ها را مي كشم بر روزن مهتاب

 
حضورم را ز چشم شهرحاشا مي كنم هر شب

 
دلم فرياد مي خواهد ولي در انزواي خويش


چه بي آزار با ديوار نجوا مي كنم هر شب

 
كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي ؟


كه من اين واژه را تا صبح معنا مي كنم هر شب

 

+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت13:19توسط دانیال حیدری | |

نوشتن از تو رپ رپ سم اسبی است بر پشت بامی که بر آن
 به جای باران / بمب منفجر می شود
 گرفتن مچ پای آهویی است که در سبقت گرفتن از چطور دویدن
در دهان سگ هاری / اگر نپرد / له می شود درست زیر چرخ های اتوبوس / یا
 و با نوشتن از تو / خب ! درست اگر بنویسم
فردا درست روی پوست خربزه
 ساعت که روی ساعت پنج صبح / درست
زنگ درست اگر بزند / خب ، درست !
تو فقط از سه چار شقه شدن
 من فقط از دست و پا زدن
 من / و تو از / فقط از / و خیابان که از وسط چند شیر گرسنه می گذرد
 بگذریم !
پنج سال از هر چطور که بگذریم / گذشت
 و ما در دهان شیر و روی دم مار
 بافتنی ها را بافتیم
پشت کول انداختیم
و روزهای از نو از نو آمده اند / از فقط که می آیند
 از نیمکتی که روی کول غول
 از سوراخ های چتری که به جای قطرات باران
 و عشق روی زمین در کمین ما چه قدر قوز می کند ؟
از سر بریده هم آنقدرهای چه قدر
 در مجلس عاشقان هم که نمی رقصم
 خمیازه ؟ / بکش / تا بکشم
کشیدن از طرف تو مرا در ته ساعتی می چسباند که عقربه هایش عنقریب
 از نیش زدن می افتند
 با دم اسب هم فرضا که روی زمین کشیده شوم از هر طرف
 دیدار تازه تا چند دقیقه ی قبل از نیامده ای
از وسط چند شیر گرسنه فقط از هر چه طور می گذرد
 بگذریم
با این همه این همهمه در نوشتن از تو هست که مرا
 هم قدری مست می کند / و هم کمی دیوانه
 خب ! تو بگو !
ما را که برد خانه ؟
 تو ؟
 یا سوسک سیاه کوچولو ؟

ازسایت آوای آزاد


  

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت18:14توسط دانیال حیدری | |

عاشق شدم به رسم نفسهای بیقرار
تنها شدم شبیه تن مرده روی دار

من جذب او شدم که مرا دفع کردو رفت
او مثل گل برای منو من براش خار

خورشید بودو دورو برش پرسه میزدم
حالا خروج کرده ام از روی این مدار

در خون خویش میخزم و بال میزنم
پرپر زدم به رسم کبوتر پس از شکار

یادش به خیر سر به سرش میگذاشتم
یادش به خیر گفتمش ای یار هم قطار

تنها تر از همیشه خویشم بدون تو
بیکس تر از همیشه ام ای عشق ماندگار

حالا نصیب من شده یک چشم پر ز اشک
حالا نصیب او شده یک قلب یادگار

دیگر خدا کند که بمیرم بدون او
دیگر خدا کند که بمیرم بدون یار

+نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت11:48توسط دانیال حیدری | |

ارزشها و ضد ارزشهاى

اعياد چهار نوع است

نظافت و خانه تكانى

غسل عيد

نماز عيد

نظافت و لباس تميز

ديد و باز ديد

هديه و عيدى

توجه به قرآن

دعا

روزه گرفتن

زيارت اهل قبور



ارزشها و ضد ارزشهاى

نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.

به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.

عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است.

با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.


اعياد چهار نوع است

اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند.

دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند.

سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.

چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.

در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.

بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است.

هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.

و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.


نظافت و خانه تكانى

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.


غسل عيد

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. [2]

و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند. [3]


نماز عيد

شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]


نظافت و لباس تميز

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». [5]

تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.


ديد و باز ديد

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.

در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

در اين رابطه امام خمينى(ره) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد. [6]


هديه و عيدى

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد. [7]

منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد. [8]


توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.


دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.»

بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است:

«يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]


روزه گرفتن

روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را [10] بيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار داده‏اند. [11]


زيارت اهل قبور

رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است.

تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر.

البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود.

در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:

1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى.

2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟

3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟

+نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت17:24توسط دانیال حیدری | |

hbgfjfgjf.JPG

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت15:27توسط دانیال حیدری | |