کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم
من ز خدا خواهم
تا به رهت بازم جان
تا به تو پیوستم
از هم بگسستم
بر تو فدا سازم جان
سلام بهمه دوستانی که با نظرات مطالب راهنمایی ها همدردی ها اظهار محبت و لطف ها شون منو کمک و راهنمایی کردن و بمن یاد دادن چطور باید مثل یه مرد تنها و مقاوم مبارزه کنم و جلوی همه مشکلات بایستم وخم به ابرو نیارم عده ای از دوستان منو به درنظرداشتن یاد خدا و صبر پیشه کردن دعوت کردن از اونا هم ممنون
راستش من میخوام بگم من یه بچه مذهبیم و استاد این روضه خونی ها و کل دین و تقدیر ومصلحتو وشاید باید این چنین می بود را از برم و صبرم هم خیلی زیاده ولی باید بگم از همه شما دوستان همه چی شنیدم و خیلی حال کردم که هنوز کسی بحرفهام گوش میده ولی دیدید خداییش همه یا همدرد شدن یا معلم وکسی یار نشد ومن بسیار بسیار پشیمانم از این که صادقانه حرفم رو زدم چون آبروم رفت و بمقصد نرسیدم دست خدا همراهتون و یا حق