تبليغاتX
آسمون عاشقی

آسمون عاشقی

عشقی _هنر ی_رمانتیک

ای نازنین ای نازنین در آینه مارا ببین

از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین

ازتند باد حادثه گفتی که جان در برده ایم

اما چه جان در بردنی دیریست که در خود مرده ایم

ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین

از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین

اینجا بجز دردو دروغ هم خانه ای با ما نبود

در غربت من مثل من هرگز کسی تنها نبود

عشق و شعور واعتقاد کالای بازار کساد

سوداگران در شکل دوست بر نارفیقان شرم باد

هجرت سرابی بود وبس خوابی که تعبیری نداشت

هر کس که روزی یار بود اینجا مرا تنها گذاشت

اینجا مرا تنها گذاشت

ای نازنین ای نازنین در آینه مارا ببین

از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین

من با تو گریه کرده ام در سوگ همراهان خویش

آنان که عاشق مانده اند در خانه بر پیمان خویش

ای مثل من در خود اسیر لیلای من با من بمیر

تنها به یمن مرگ ما این قصه می ماند به جا

هجرت سرابی بود وبس خوابی که تعبیری نداشت

هر کس که روزی یار بود اینجا مرا تنها گذاشت

اینجا مرا تنها گذاشت

ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین

از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین

ای مثل من در خود اسیر لیلای من با من بمیر

تنها به یمن مرگ ما این قصه می ماند به جا

ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین

از شرم این صد چهره ها درآینه افتاده چین


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 10:37  توسط دانیال حیدری   | 

من آن دم که گردم زمستی هلاک

به آیین مســتان بریدم به خـــــاک

به آب خـــرابـــات غســـلم دهیـــد

پــس آنـــگاه بر دوش مستم نـهید

به تابــوتی از چـــوب تاکـــم کــنـید

به راه خـــرابـــات خـــاکــم کـــنـید

مریزید بر گـور من جـــــز شــــراب

میــاریـــد در مـــاتمم جـــز ربــــاب

مــــبادا عــزیزان کــه در مـرگ من

بنالــد به جز مطـــرب و چـــنگ زن

تو خود حافظ از سر زمستی متاب

که ســلطان نــخواهد خراج از تورا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 19:3  توسط دانیال حیدری   | 

سلام

شایدبراتون پیش امده باشه که سرگردان باشید بیهویت باشیدبی تاریخ باشیدیعنی

   زمان براتون ارزش وهویت نداشته باشیه یا با تاریخ گذ شته زندگی کنیدمن الان

اینطوریم من پارسال دقیقاً در یه همچین روزایی در اوایل مهرماه دلم روبدست یه

محبوب سبردم ودر اون گم شدم مازاوایل مهرتاپایان اسفندباهم بودیم وزندگی کردیم 

 وعشق باختیم ونماز عشق خواندیم ولی او در آستانه ی عید به بهانه های واهی

ترکم کردونیمسال دوم تا زمانیکه فهمیدم با دیگری پیمان ازدواج بسته گیج  بودم واین

روزها هنوز در تاریخ پارسال زندگی می کنم وهنوز تاریخ هایم بتاریخ مهر ماه ۸۶

استوهنوزنتوانسته ام تصاویری را که مثل فریمهای سینما از مقابل چشمانم رژه

میروند ویادآور روزهای تلخ وسیرین گذشته هستند را از ذهنم بزدایم ........

نمی دانم باید چکار کنم میترسم کارم بجنون بکشد ..............

نمیدانم باید با این تصاویرزندگیکنم یا حذفشون کنم .....................

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 18:39  توسط دانیال حیدری   | 

پیشاپیش فرارسیدن عید سعید فطر رو به همه ی مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت


درود بر فطر فطرت، سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه‌ای دیگر، که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.

عید، میعادی در زمان است و فطر میثاقی با فطرت!
چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خود گمشده.
ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده.
ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.
عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای شبانه، عید کنترل خواسته‌ها، عید محرومان و گرسنگان.
فطر چیدن میوه‌هایی است که از فطرت می‌جوشد!
فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مهر قبولی انفاق‌های به قصد قربت است.
پایان‌نامه دوره ایثار و گذشت است.
«عید» در لغت از ماده «عود» به معنای بازگشت است، لذا روزهایی را که مشکلات قوم و جمعیتی برطرف می‌شود و به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین باز می‌گردند، عید می‌نامند. مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماهه رمضان یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان، بازمی‌گردد و آلودگی‌هایی که برخلاف فطرت است، از میان می‌رود.
حضرت علی(ع) به مناسبت عید فطر خطبه‌ای قرائت کرده و در آن، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است:
ای مردم! این روز شما، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می‌گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و ناامید می‌گردند.

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است.

(عید فطر) شبیه‌ترین روز به روز قیامت است چون در قیامت عده‌ای که زیان‌کارند، تاسف می‌خورند و غضبناک می‌گردند و عده‌ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت‌های الهی می‌شوند.

عارف وارسته ملکی تبریزی درباره عید فطر آورده است: ‌«عید فطر روزی است که خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و برخوان کرم او بنشینند و ادب بندگی بجای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند، نیازهای خویش به نزد او آرند و آرزوهای خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازی به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانی و بنده‌نوازی، بخشایش و کارسازی در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمی‌برند.»
امیرالمومنان علی علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر می‌نگرد و با اشاره به روز عید می‌فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصی‌ الله فهو عید؛ این عید کسی است که خدا روزه‌اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتی‌ها و پلیدی‌ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت به فطرت است، این معنا را می‌توان از لغت «عید فطر» هم فهمید، چرا که «عید» به معنای بازگشت و «فطر» به معنای «فطرت و طبیعت» است. آری، فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهای جهل و نادانی و غفلت به انواع گناهان و معصیت‌ها مبتلا شده و از حقیقت خود دور می‌شود و در نتیجه دچار خود فراموشی و خدافراموشی می‌گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضای معنوی آن ماه و تلاش‌های خویش به یک زندگی نوین دست می‌یابد، که می‌توان آن را «بازگشت به خویشتن» نامید.

در روز عید فطرگویی یک مسلمان از نو متولد می‌شود، چرا که طبق گفتار امیرمومنان علیه السلام، روزه‌داران در شب عید فطر از تمام آلودگی‌ها و پلیدی‌ها پاک شده‌اند و کمترین پاداش خود را که پاکی و پاکیزگی است دریافت نموده‌اند.

بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعی شادی و لذت درونی در خود احساس می‌کنند،‌ اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوی نیست. زیرا هر کسی نسبت به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت می‌نگرد و از آن بهره می‌گیرد. زمینه‌ها، ذهنیت‌ها، مراتب ایمان و عوامل دیگری در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارد.

اجتماع روز عید فطر می‌تواند در پیوند و همدلی مسلمانان نقش آفرین باشد. آنان در گردهمایی روز عید فطر و قرار گرفتن در کنار هم، از نظرات، مشکلات و گرفتاری‌های همدیگر آگاه می‌شوند. در این گردهمایی بغض‌ها و کینه‌ها تبدیل به دوستی و همدلی می‌شود و مومنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکی بیشتری به همدیگر می‌کنند.

عید فطر از سویی حکایت از پیوند معنوی انسان با خدای خویش دارد و از سوی دیگر حکایت‌گر ارتباط وی با هم‌کیشان خود است

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 21:5  توسط دانیال حیدری   | 

درد دلی با تو که از عشقت دلگیری و دیگر صدای تیشه ات به گوش کسی نخواهد رسید. شبهای سربی عشقت را به خاطر سپرده ای و افسرده تر از همیشه در پی ردپایی عاشقانه بر قلب شکسته ات هستی..
روزهای دلتنگی تو را می شناسم و آشنایم با احساسی که داری. می دانم چگونه قلب عاشقت را در زیر لگدهای سهمگین خود له کرده است."زنده ماندن را بدون وجودش نمی خواهم" هزاران بار جمله را برای خود تکرار کرده ای و در آینه زنگار گرفته.
ای اشک چشمانت را دیدی با خود فکر کرده ای که چه شد که عشق بازی شد؟ چه شد که آفتاب زمانه صورت عشق را سوزاند و آسمان حتی یک قطره هم نگریست تا سوزشش التیام بگیرد؟ چه شد که فرشته ها با دستان پاکشان جمله ناپاکی را در ترانه هایمان گماشته اند؟ می گویند عشق گناه است باورت نمی شود عشق گناه باشد و تو یک گناهکار به همین راحتی مجازاتت می کنند و یک تبعید سرد برایت در نظر می گیرند چون عاشق شدی.ولی هیچ وقت با خودت فکر کرده ای که انتهای این عشق ها چیست خرد شدن معشوقه های بی پروا و کم سو شدن امیدهای پوشالی و چیزی که آغاز شد باید پایانش را هم باور داشت.
می دانم که حقیقت دل کندن بسیار زجر آور است ولی باید با تیرگی ها جنگید و زیبا فکر کرد که تفکر زیبایی حتما زیبایی می افریند. بگذار قاصدک خیالت رهایی را تجربه کند و به دنبال کسی باش که با شب گریه هایت آشنا باشد. دل را به صاحب دل بسپار تا راه عشق را برایت هموار کند. این روزها جاده عشق خطرناک و بس صعب العبور است ولی اگر سازنده گوشه ای از احساس های شکسته ات دستان سردت را بگیرد از این راه به راحتی خواهی گذشت. کشتی شکسته روحت را مجالی ده تا معنی عشق واقعی را دریابد. فرهاد در بیستون چشم براه آمدنمان است باور کن تو هم ساکن شهرش خواهی شد.


دستانت را پر کن از محبت های واقعی انسان هایی که معنی عشق را می فهمند و از آن کسی که رد پایی از غم و دلتنگی رفتنش را بر دلت جای گذاشت دل بکن و مجنون وار عشق را با پاکی وجودت بیامیز تا صاحب قلب انسان فرشته خویی شوی.می دانم که چگونه ای و حالت را درک می کنم. دقیقه های زجر آورت را می شناسم و می دانم که در پس احساس پاکت چقدر با بی محبتی اش گریان شدی. همه را می دانم ولی باید به اجبار بپذیری که دیگر معشوقه ای واقعی که با نورش فقط فضای دل تو را روشن کند کمیاب شده و آنکس که به لبخند تو به راحتی پاسخ دهد و گذشت را پیشه کند و صبورانه کنار گریه های تو بماند عاشق واقعی است.
این درد دلی بود با شما برای همه آنهایی که زخمی عشقند و امیدوارم مرهمی برای قلب های بزرگ و عاشق شما بوده باشم

از وبلاگ http://royaiekhis.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 13:17  توسط دانیال حیدری   | 

فرارسیدن سالروزشهادت مظلاومانه ی مولا امیرالمومنین علی (ع) را تسلیت عرض مینمایم

اَنْتَ الْمَوْلى وَاَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى
اَنْتَ الْمالِکُ وَاَنَا الْمَمْلُوکُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ
اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَنَا الذَّليلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ
اَنْتَ الْخالِقُ وَاَنَا الْمَخْلُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ
اَنْتَ الْعَظيمُ وَاَنَا الْحَقيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْحَقيرَ اِلا الْعَظيمُ
اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَنَا الضَّعيفُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّعيفَ اِلا الْقَوِىُّ
اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَنَا الْفَقيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَقيرَ اِلا الْغَنِىُّ
اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى
اَنْتَ الْحَىُّ وَاَنَا الْمَيِّتُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ اِلا الْحَىُّ
اَنْتَ الْباقى وَاَنَا الْفانى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى
اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَنَا الزّاَّئِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّائِمُ
اَنْتَ الرّازِقُ وَاَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ
اَنْتَ الْجَوادُ وَاَنَا الْبَخيلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْبَخيلَ اِلا الْجَوادُ
اَنْتَ الْمُعافى وَاَنَا الْمُبْتَلى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى
اَنْتَ الْکَبيرُ وَاَنَا الصَّغيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الصَّغيرَ اِلا الْکَبيرُ
اَنْتَ الْهادى وَاَنَا الضّاَّلُّ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى
اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَنَا الْمَرْحُومُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ
اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَنَا الْمُمْتَحَنُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ
اَنْتَ الدَّليلُ وَاَنَا الْمُتَحَيِّرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ اِلا الدَّليلُ
اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَنَا الْمُذْنِبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ
اَنْتَ الْغالِبُ وَاَنَا الْمَغْلُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ
اَنْتَ الرَّبُّ وَاَنَا الْمَرْبُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ
اَنْتَ الْمُتَکَبِّرُ وَاَنَا الْخاشِعُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَکَبِّرُ
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِکَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِکَ وَآَرَمِکَ وَفَضْلِکَ


 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13:59  توسط دانیال حیدری   |