عاشق شدم به رسم نفسهای بیقرار
تنها شدم شبیه تن مرده روی دار
تنها شدم شبیه تن مرده روی دار
من جذب او شدم که مرا دفع کردو رفت
او مثل گل برای منو من براش خار
خورشید بودو دورو برش پرسه میزدم
حالا خروج کرده ام از روی این مدار
در خون خویش میخزم و بال میزنم
پرپر زدم به رسم کبوتر پس از شکار
یادش به خیر سر به سرش میگذاشتم
یادش به خیر گفتمش ای یار هم قطار
تنها تر از همیشه خویشم بدون تو
بیکس تر از همیشه ام ای عشق ماندگار
حالا نصیب من شده یک چشم پر ز اشک
حالا نصیب او شده یک قلب یادگار
دیگر خدا کند که بمیرم بدون او
دیگر خدا کند که بمیرم بدون یار
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 11:48  توسط دانیال حیدری
|
